خیلی خوشحال میشم اگه نظرتونو در مورد این شعر بهم بگین.می دونم خیلی ضعیفه ولی من این شعرو چند سال پیش گفتم.وقتی 14سالم بود(الان19سالمه):
تو خود، عشق هستی
در سحر گاه گنگ و زلالی
می چکید از دل شب خیالی
یک خیالِِ بسی نرم و آرام
چون پر قو ومن در چه حالی
آن دمم بود جنگی به خوناب
همچو تشنه سبویی به گرداب
آه ،اما اگر امشبم هست
گشته فردا همه آب ،پایاب
گر نسیمی ز کویت نیاید
ور خیالی سرش را به بامم نساید
من چو آواره ای بی قرارم
از نهادم همه آه و ماتم برآید
حال ،اندام تو پر ز خواب است
قلب آواره ام پر ز تاب است
خون به چشمان من یخ زده،آه
لیک ،چشمان تو زﱢر ناب است
گو ،چه رسمی است این زندگی را
تا کی آموزم از زندگی قصه ی بندگی را
کو تکاپو برای رسیدن
برکنید از زمین شاهی و بردگی را
آخر ای دل،رها کن جدال و بهانه
بس کن اینک تو این بازی بچگانه
این چه تقدیر پر ننگی از زندگی است
سود تو چیست از غمزه ی عاشقانه
ای ابد ،ای ازل ،ای تو من را همه چیز
تارهای سیاهی بدر ،از طراوت شو لبریز
از ملائک دو بال سفید ارمغان گیر
پس تو خود ،عشق هستی نه عاشق،به پاخیز

سلام بر وبچ.این شعر از داداشمه.اینو گفتم که یه وقت کسی فکر نکنه از خودمه چون تو بعضی از پستا از خودم گذاشتم.خوش باشید عزیزان
بوسه ي طولاني
به ياد کاهگل کوچه باغ خاطره ها
و برگهای زرد صبح پاييزی
نشسته بر دل خاک تپيده روی زمين
تو نرم در خيال کوچه می رفتی
و من هراس يکی باغبان باغ انار
نگاه پر هوسم رد پای خاکی تو
تو بی خيال ازين دل دل کبوتر تشنه
به کار صيد تمامی روح من بودی
و کوچه را
- عجيب طولانی -
مگر تمامی داشت
و باغهای پی در پی
و من هراس تمامی باغبانها را
کنار شوق سراسيمه ی تو را ديدن
کنار لذت روی تو را پرستيدن
به بوسه ی گس دلچسب از لبت چيدن
هراس پر تنش لحظه هاش می ارزيد.
حرير چادر تو روی خاک می غلتيد
و چشم خسته ی من مرهم از غبارش ساخت
و کوچه را
- عجيب طولانی -
مگر تمامی داشت
نهايت هوسم يک نگاه
- لبخندی
که جسم خسته ی من جان تازه دريابد.
نگاه پر هوسم مشت بسته ی فرياد
و کوچه پر ز تمامی باغبانها بود
به چهره ی خشنت نرمی يکی لبخند
به زير بارش چشم تمامی کوچه
شکست حرمت بيهوده ی نجابت عرف
و بوسه را
- عجيب طولانی -
مگر تمامی داشت![]()
![]()
![]()
![]()
عشق
هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد،از پی اش بروید، هر چند راهش سخت و نا هموار باشد.
هنگامی که با بال هایش شما را در بر می گیرد،تسلیمش شوید،گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پر هایش مجروحتان کند.
وقتی با شما سخن می گوید باورش کنید،گرچه ممکن است صدایش رویاهاتان را پراکنده سازد،همان گونه که باد شمال باغ را بی بر می کند.
زیرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد،به صلیبتان می کشد.
همان گونه که شما را می پروراند،شاخ و برگتان را هرس می کند.
همان گونه که از قامتتان بال می رود و نازکترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند نوازش می کند،به زمین فرو می رود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند می لرزاند.
عشق،شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند.
می کوبدتان تا برهنه تان کند.
سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند.
آسیابتان می کند تا سپید شوید.
ورزتان می دهد تا نرم شوید.
آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند،نانی مقدس شوید.
جبران خلیل جبران
چه غمگینه جاده
چه بی رحمه رفتن
جدا می شم از تو
جدا می شی از من
یه خط یادگاری
رو دیوار نوشتم
دلو جا گذاشتم
بریدم ، گذشتم
دو تا قطره ی اشک
روی شیشه،گریون
یکی گریه ی من
یکی مال بارون
غم توی کوله بار
ناله ی قطار.....



واسم عشق تو بسه...
کمون اَبرو ، سبزه رو ، خوش بر و رو
خوش زبون ، بی ادعا ، با آبرو
خدا انگار که خودش بی مشغله
بینی شو تراشیده با حوصله
قلم و گرفته دست
چشاشو کشیده مست
شِکرِ خنده هاشو خرما و شیرمال نداره
برفِ دندوناشو دیزین و کََُلََک چال نداره
تو دلم هوس ، ایشالا بپوسه
ولی اُون تو آینه
وقتی لباشو می بینه
خودشم دلش می خواد پاشه لباشو ببوسه!!
شبا وقتی یهو از خواب می پره
یهو رنگ از روی مهتاب می پره
نور چشماش همه جا رو می گیره
بیچاره آب میشه مهتاب ، میمیره
اینقَدَر لطیفه پوستش که نگو
پیش اُون سیب و هلو
میشه خار و گَزَنه
غنچه باس جلو بره بوق بزنه
رنگ پوستش به مَثَل
آبتنی کردن خورشید توی یک کاسه عسل
مثِ شاه بیتِ غزل
قد وبالاش مثِ سَروِ سَهی ِ باغ ِ اِرَم
چی بگم از قد وبالاش... چی بگم
بهتره چیزی نگم ... کم میآرم
اگه مردی یه روزی از گرد راه پیدا بشه
همه جا رو بگیره ، شاهنشاه دنیا بشه
پشتِ دروازۀ قلبش می شینه ، آه می کشه
واسه یک بارم شده طعمِ شکستو می چشه
حسوداش هزار هزار
می کنن داد و هوار
این یکی چش نداره ببینتش
اُون یکی دس می بره بچینتش
این یکی رودررو دوست و پشتِ سر دشمنشه
اُون یکی تشنۀ خون ِ طرح ِ رو پیرهنشه
این میگه اُون یکیا گوش می کنن
اُون میگه این یکیا نوش می کنن
یه کلاغ چل تا کلاغش می کنن
با دروغ محفلو داغش می کنن .
نازی جون ! هر کی می خواد هر چی بگه بذار بگه
دهن سگ نجسه ، دریا که طوریش نمیشه
الهی تا قیامت جونت سلامت بمونه
اُون که فرهادت میشه قدر ِ شیرینت بدونه
آتیش ِ سرخ لبات با خنده هات گُر بگیره
دشمنت کور بشه ماتم بگیره زود بمیره
نبینم اشگاتو روی گونه هات
نبینم بار غمو رو شونه هات
تو خیابون دلت وقتی که غم جار می زنه
خودشو شادی تو زندون دلم دار می زنه
تو بخندی انگاری من خندیدم
تو برنجی انگاری من رنجیدم
تو با هر کی که می خوای برو بمون
خدا یارت باشه یارت مهربون
منم از دور به چشات زُل می زنم
تو خیالم به موهات گل می زنم
واسم عشق تو بسه
باقیموندش هوسه
قصۀ ما سراُومد
اُونی که می خوام نیومد...![]()
![]()
![]()
![]()

هوا گرمه،خیلی گرم![]()
![]()
از همون روزایی که به قول معروف آدم
پوست میندازه
اما این گرما فقط و فقط مال هواست و توی
دل آدمای دور وبر من همه چی رنگ زمستون
داره.نه،نه،اصلا فکر نکنین از اون آدمایی هستم که
دلم می خواد همه ی حرفام مثل انشاهایی باشه که
پاش یه20 می خوره.نه،اصلا این طور نیست.نه من
یه بچه دبستانی هستم،نه اینجا دفتر انشاس و نه شما معلم.....
آره من هم مثل همه ی شما از تموم دروغ هایی که تو
این مدت شنیدم بدم میاد،به خاطر همین اصلا دوست
ندارم خودم یکی از اون دروغگوها باشم.هر چند
همه ی ما می دونیم که دیگه»شعار ندیم«هم خودش
شده یه شعار.ولی بالاخره اگه حرف نزنیم هم که می
پوسیم.مگه نه؟
اما خب،گاهی اوقات برای حرف زدن هم باید تاوان
پس داد و جریمه شد
کلاس حرف می زنی که صدای معلم در می آد.ولش
کن اینام همش تکراریه.......


دیوونه،دیوونه،دیوونه شو،دیوونه
کلاس و قیل و قالش نمره رو بی خیالش
استاده رو نگا کن ببین چه توپه حالش
سر کلاس جنین همه بگین آفرین
صحبت نکن مطلقا حرف زیادی نزن
استاده مونداره کتش اتو نداره
جزوه هر ترمش یکیه کلاسای اون کی به کیه
دیوونه دیوونه.......![]()

دانشگاه و سینما:
خوش رکاب: سرویس دانشگاه
مظنونین همیشگی: اعضای انجمن
مزاحم: دانشجوی معترض
ساعت شلوغی: وقت ناهار
روزی پلیس بود: نگهبان خوابگاه
به خاطر یک مشت دلار: دانشجوی شبانه
خانه دوست کجاست: بعد از کلاس
چشم هایم برای تو: جلسه ی امتحان
اینم بعد از کلاس تو پشت وپسلای دانشگاه:

جاتون خالی امسال،تابستونمو با دست خودم جهنم کردم.البته نه به اون بدی ها.ترم تابستونه گرفته بودم.البته بدم نبود ها.با بچه های دانشگاهای دیگه آشنا شدیم.بچه ها همش در حال تبادلات علمی با هم بودن!!!
اگه بخوام براتون کلا اندر احوالات ترم تابستونه بگم باید بگم که بعضیا جوگیر میشن و تو این گرمای خفن خودشونو سر کار میذارن واسه چند واحد تابستونی ،ممکنه گیر سه واحد باشن واسه فارغ التحصیلی یا این که چند واحد رو افتادن و فکر می کنن که اگه برو بچ بفهمن خیلی ضایعه،شایدم میخوان کلاس بچه درس خون بودن بذارن!!!
بالاخره ترم تابستونیه و مشکلاتش و قشنگیاشو!!!!سر کار رفتناشو درساشو(!!!!!!!!!!!!)
اولش که در به در از این اتاق به اون اتاق برو و پاشنه ی در آموزش رو بکن که بهت واحد بدن و استاد مشاورت هم بهت بگه که به تو واحد نمیدن و......تو هم روز انتخاب واحد با نا امیدی تمام پا میشی میری دانشگاه ببینی چی میشه.وقتی میری اونجا تازه یادت میآد که بههههههه،جایی که پول می تونه همه کار بکنه تو چرا انقدر بی خود اینور اونور زدی.بقیه ی داستان رو هم خودتون می دونید
بعضیام به این خیال واحد می گیرن که پاس کردن درسا تو ترم تابستون حال دیگه ای داره و کلاسا نا منظمن و گاهی وقتام استادا نمیان و دست آخرم همه ی واحدا رو پاس می کنی و....
واسه ما که این جوریا نبود حالا امیدوارم دانشگاه شما همه چیزش کره باشه ما که بخیل نیستیم/////
اینم یه ترم تابستونه گرفته ی افسرده:

Hi babies سلام بچه ها.☺
![]()
![]()
منظورم همتونه.شامل کسانی که اینجا(یعنی تو اینترنت) پیشکسوتن و
یه جورایی تو این دنیای مجازی بین یه عالمه صفر و یک حق آب و
گل دارن و همچنین کسایی که رهگذری میان اینجاها و همینطور
کسانی که احیانا دفعات اولشونه بد نیستا یه بار که بیاین شما هم
مشتری میشین.من هیچ وقت نتونستم از اون آدمایی باشم که که زود
به هر کاری(منظورم کارای بد نیستا!!!)دست میزنن.حتی تو دوستی
با اطرافیانم هم همین طور.یعنی زود با هر کسی گرم نمی گیرم و
دوست نمی شم ولی چشمتون روز خوب!!نبینه(منظورم اون روزیه که
من با یکی اساسی دوست بشم)اگه دوست بشم دیگه شدما.اساسی
براش مرام می ذارم.البته مطمئنن دوام و گرمیش بستگی به طرفم هم
داره که دیگه اینا رو خودتون خیلی بهتر از من میدونین![]()
حالا بگذریم از این حرفا.منظور این که من بعد از5-6سال خاک
اینترنتو خوردن،تازه به فکر وبلاگ زدن افتادم.این وبلاگ هم موضوع
خاصی نداره.فعلن که ابتدای کاره از همه چیز می نویسم
که .....بالاخره دل نوشته است دیگه.شما هم از همین الان نظراتونو
بذارین و بگین که دوست دارین من اینجا از چی،کی،کجا بنویسم
وچیا براتون بذارم/رودربایستی هم نداشته باشینا!!!ما جنبمون خیلی زیاده![]()
راستی از همین جا به دوست خوبم –تپلی-هم سلام می کنم.امیوارم هر
جا هست(که مطمئنن الان رو تختش دراز کشیده طبق معمول)حالش
خوب باشه♥
پس یادتون نره دیگه سفارش نکنما.بگین چه جور چیزی
بذارم.بالاخره حق همیشه با مشتریه.فعلن بای






